میرمحمد خادم‌نبی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ میرمحمد خادم‌نبی
آرشیو وبلاگ
      ترجمه ()
جان دان؛ در عزای کیست این ناقوس‌ها نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩٥/٤/٢٢

No man is an island, entire of itself; every man is a piece of the continent, a part of the main; if a clod be washed away by the sea, Europe is the less, as well as if a promontory were, as well as if a manor of thy friend's or of thine own were;  any man's death diminishes me, because I am involved in mankind, and therefore never send to know for whom the bell tolls; it tolls for thee.

نیست انسان چون جزیره مانده دور از دیگران،

هر بشر چون پاره‌ای از خاک این برّ است،

برّی بی‌کران.

 

گر بشوید موج دریا ریگی از این سرزمین

هرچند چیزی مختصر،

ذره‌ای کم می‌شود از هر بشر.

 

مرگ هر انسان مرا می‌کاهد و کم می‌کند،

غرق ماتم می‌کند،

چون‌که من خود ذره‌ای هستم از این خشکی و برّ.

 

پس نگویم در عزای کیست این ناقوس‌ها،

هست آری این صدا،

گوییا ناقوس مرگ هر بشر.

 

  نظرات ()
تألیف و ترجمه نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩٤/٦/٢٤

در این مقاله نویسنده با ذکر مثال­‌های تاریخی به پیوند ناگسستنی میان تألیف ادبی و ترجمه اشاره می­‌کند و از این‌که ترجمه در مقایسه با تألیف کاری درجه دو به ‌حساب می­‌آید، ابراز تاسف می­کند. در مخالفت با دیدگاه نویسنده، آنتونی پیم مقاله­ ای نوشته که در شماره آینده به ‌چاپ خواهد رسید. پیم ضمن قبول این ­که ترجمه کاری است مبتنی بر فردیت و خلاقیت، به تفاوت‌های بنیادی میان ترجمه و تألیف اشاره می‌کند.

http://motarjemjournal.ir/2014/12/99

  نظرات ()
فصلنامه مترجم نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩٤/٦/٢٤

http://motarjemjournal.ir/2014/12/189

  نظرات ()
سوگ دیروز نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩۳/٢/۱

گرچه بگذشت و فقط مانده‌ست از آن یک مشت خاکستر،
هم‌چنان در سوگ دیروزم ـــ
از درون آهسته می‌سوزم

  نظرات ()
شعری از هنری لانگ‌فلو با نام تیر و آواز نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱

تیری افکندم به سوی آسمان
جایی آمد آن طرف‌ترها فرود
آنچنان در آسمان پرواز کرد
که مرا یارای دیدارش نبود

خواندم آوازی و دادم دست باد
جایی آمد آن طرف‌ترها فرود
هست آیا چشم‌هایی تند و تیز
تا بیابد راه پرواز سرود؟

مدت دور و درازی بعد از آن
یافتم تیرم به شاخ یک بلوط
باز دیدم خط به خط آن سرود
کرده اینک در دل یاری هبوط

 

I shot an arrow into the air,
It fell to earth, I knew not where;
For, so swiftly it flew, the sight
Could not follow it in its flight.

I breathed a song into the air,
It fell to earth, I knew not where;
For who has sight so keen and strong,
That it can follow the flight of song?

Long, long afterward, in an oak
I found the arrow, still unbroke;
And the song, from beginning to end,
I found again in the heart of a friend.

 

 

  نظرات ()
مرگ در حین حیات نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩۱/۱٢/٤

سرم سنگین و اعضای وجودم خسته و مانده
تحرک‌های این تن نیست ناشی از حیات من

 

Death In Life


My head is heavy, my limbs are wear

And it is not life that makes me move

 

Percy Bysshe Shelley



  نظرات ()
اشک‌ها نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢

آلفرد تنیسون (1892-1802)

اشک‌ها این اشک‌های بی‌دلیل
من نمی‌دانم ز بهر چیستند
سر برون آرند از اعماق یأسی جاودان
تا فرو ریزند از این دیدگان،
هر دمی با دیدن باغ خزان پرنشاط
اشک من جاری شود از خاطرات روزهای رفته‌ام.

 

Tears, idle tears, I know not what they mean,
Tears from the depth of some divine despair
Rise in the heart, and gather to the eyes,
In looking on the happy Autumn-fields,
And thinking of the days that are no more.

 

  نظرات ()
دقایق نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩۱/۱۱/٦

ای دقایق،
ای دقایق،
اندکی آرام‌تر آهسته‌تر،
مرگ می‌ترسم شود با ضرب پاهاتان خبر.

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر جان دان؛ در عزای کیست این ناقوس‌ها تألیف و ترجمه فصلنامه مترجم سوگ دیروز شعری از هنری لانگ‌فلو با نام تیر و آواز مرگ در حین حیات اشک‌ها دقایق غزل شماره‌ی 73 شکسپیر غزل شماره‌ی 60 ویلیام شکسپیر
دوستان من چرت و پرت های منطقی من! رایین مرد کوچولوی مامان و بابا چشمان بي‌قرار گل‌هاي حسرت جملات كوتاه سه‌ستاره بهـــــــار هرچه مي‌خواهد دل تنگت بگو! لبخند بي لبخند آموزش فرانسه و تركي ادبيات Literature پرتال زیگور طراح قالب