میرمحمد خادم‌نبی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ میرمحمد خادم‌نبی
آرشیو وبلاگ
      ترجمه ()
جان دان؛ در عزای کیست این ناقوس‌ها نویسنده: میرمحمد خادم‌نبی - ۱۳٩٥/٤/٢٢

No man is an island, entire of itself; every man is a piece of the continent, a part of the main; if a clod be washed away by the sea, Europe is the less, as well as if a promontory were, as well as if a manor of thy friend's or of thine own were;  any man's death diminishes me, because I am involved in mankind, and therefore never send to know for whom the bell tolls; it tolls for thee.

نیست انسان چون جزیره مانده دور از دیگران،

هر بشر چون پاره‌ای از خاک این برّ است،

برّی بی‌کران.

 

گر بشوید موج دریا ریگی از این سرزمین

هرچند چیزی مختصر،

ذره‌ای کم می‌شود از هر بشر.

 

مرگ هر انسان مرا می‌کاهد و کم می‌کند،

غرق ماتم می‌کند،

چون‌که من خود ذره‌ای هستم از این خشکی و برّ.

 

پس نگویم در عزای کیست این ناقوس‌ها،

هست آری این صدا،

گوییا ناقوس مرگ هر بشر.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جان دان؛ در عزای کیست این ناقوس‌ها تألیف و ترجمه فصلنامه مترجم سوگ دیروز شعری از هنری لانگ‌فلو با نام تیر و آواز مرگ در حین حیات اشک‌ها دقایق غزل شماره‌ی 73 شکسپیر غزل شماره‌ی 60 ویلیام شکسپیر
دوستان من چرت و پرت های منطقی من! رایین مرد کوچولوی مامان و بابا چشمان بي‌قرار گل‌هاي حسرت جملات كوتاه سه‌ستاره بهـــــــار هرچه مي‌خواهد دل تنگت بگو! لبخند بي لبخند آموزش فرانسه و تركي ادبيات Literature پرتال زیگور طراح قالب